دعاى روز بیست و پنجم ماه مبارک رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ محبّاً لأوْلیائِکَ ومُعادیاً لأعْدائِکَ
مُسْتَنّاً بِسُنّةِ خاتَمِ انْبیائِکَ یا عاصِمَ قُلوبِ النّبییّن.
خدایا قرار بده در این روز دوست دوستانت ودشمن دشمنانت و
پیرو راه و روش خاتم پیغمبرانت اى نگهدار دلهاى پیامبران.
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر...

دجال و آخرالزمان
در بعضی از روایات اشاره شده است که در آخرالزمان دجال خواهد دجال از ریشه «دجل » به معنای دروغگوی حیله گر است . اصل در روایات زیادی از اهل سنت، خروج دجال از نشانه های برپایی پس، اصل قضیه دجال امری محتمل و ممکن، می نماید . اکنون این 1 بر این اساس، دجال ها متعدد خواهند بود . وجود روایاتی که در بنابراین احتمال، در حقیقت قضیه دجال بیانگر این مطلب است که 2 استکبار با ظاهری فریبنده و با قدرت مادی، صنعتی و فنی عظیمی پی نوشت: 1 2 3. 4 5 6. ب) دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص 223 . |
برگرفته از پایگاه حوزه
دعاى روز بیست و چهارم ماه مبارک رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ
إنّی أسْألُکَ فیه ما یُرْضیکَ وأعوذُ بِکَ ممّا یؤذیک
وأسألُکَ التّوفیقَ
فیهِ لأنْ أطیعَکَ ولا أعْصیکَ یا جَوادَ السّائلین.
خدایا من از
تو میخواهم در آن آنچه تو را خوشنود کند و پناه مى برم بتو از آنچه تو را
بیازارد
واز تو خواهم توفیق در آن براى اینکه فرمانت برم ونافرمانى تو
ننمایم اى بخشنده سائلان
دعاى روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ
اغسِلْنی فیهِ من الذُّنوبِ وطَهِّرْنی فیهِ من العُیوبِ
وامْتَحِنْ
قَلْبی فیهِ بِتَقْوَى القُلوبِ یا مُقیلَ عَثَراتِ المُذْنِبین.
خدایا
بشوى مرا در این ماه از گناه وپاکم نما در آن از عیب ها
وآزمایش کن دلم را
در آن به پرهیزکارى دلها اى چشم پوش لغزشهاى گناهکاران.
دعاى روز بیست و دوم ماه مبارک رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ
افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ فَضْلَکَ وأنـْزِل علیّ فیهِ بَرَکاتِکَ
وَوَفّقْنی فیهِ لِموجِباتِ مَرْضاتِکَ
واسْکِنّی فیهِ بُحْبوحاتِ
جَنّاتِکَ یا مُجیبَ دَعْوَةِ المُضْطَرّین.
خدایا بگشا به رویم در
این ماه درهاى فضلت وفرود آر برایم در آن برکاتت را وتوفیقم ده در آن براى
موجبات خوشنودیت
ومسکنم ده در آن وسطهاى بهشت اى اجابت کننده خواسته ها
ودعاهاى بیچارگان.
دعاى روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ
اجْعَلْ لی فیهِ الى مَرْضاتِکَ دلیلاً ولا تَجْعَل للشّیْطان فیهِ علیّ
سَبیلاً
واجْعَلِ الجَنّةِ لی منْزِلاً ومَقیلاً یا قاضی حَوائِجَ
الطّالِبین.
خدایا قرار بده برایم در آن به سوى خوشنودىهایت
راهنمایى و قرار مده شیطان را در آن بر من راهى
وقرار بده بهشت را برایم
منزل وآسایـشگاه اى برآورنده حاجتهاى جویندگان
دعاى روز بیستم ماه مبارک رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ
افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ الجِنانِ واغْلِقْ عَنّی فیهِ أبوابَ النّیرانِ
وَوَفّقْنی فیهِ لِتِلاوَةِ القرآنِ یا مُنَزّلِ السّکینةِ فی قُلوبِ
المؤمِنین.
خدایا بگشا برایم در آن درهاى بهشت وببند برایم درهاى
آتش دوزخ را
و توفیقم ده در آن براى تلاوت قرآن اى نازل کننده آرامش در
دلهاى مؤمنان.
السلام علیک یا اسد الله الغالب یا علی ابن ابیطالب

مدتها بود که امیرمومنان از سست عنصری و پیمان شکنی دلشکسته بود.
می گفت هم شما از من خسته شده اید و هم من از شما! حالا دیگرسال های زیادی از
هجرت پیامبر گذشته بود و محاسن علی ازهمیشه سفیدتر و نورانی تر گشته بود.این
ماه رمضان حال و هوای دیگری داشت. به یتیمان و بینوایان کلمات رمزآلودی
درباره وصل و هجران می گفت که دل آنان را می لرزاند. نسبت به فرزندانش هم
همین طور! شبها را میان آنان تقسیم کرده و هر شب میهمان یکی از آنها بود.
دخترش می گوید، چون شب نوزدهم ماه رمضان رسید پدرم برای افطار به خانه ما آمد و
ابتدا به نماز ایستاد. من براى افطار او طَبَقى آوردم که دو قرص نان جو با
کاسه اى از شیر و مقدارى از نمک در آن بود. چون از نماز فارغ شد، به آن طبق
نگریست و گریست و فرمود: اى دختر! براى من در یک طَبَق دو نانخورش
حاضِر کرده اى؟! مگر نمى دانى که من از برادر و پسر عموی خود رسول خدا
پیروی مى کنم ؟ اى دختر! هـر کـه خـوراک و پوشاک او در دنیا نیکوتر است
ایستادن او در قیامت نزد حق تعالى بیشتر اسـت، اى دخـتـر! در حـلال دنـیا
حساب است و در حرام دنیا عذاب. پس گوشه ای از زهد حضرت رسـول را یادآوری
کرد و فرمود: به خدا سوگند افـطـار نمی کنم تا از این دو خورش، یکى را
بردارى؛ پس من کاسه شیر را برداشتم و آن حضرت اندکى از نان جو با نمک تناول
فرمود و حمد و ثناى الهى به جا آورد و برخاست و دوباره بـه نـمـاز
ایـسـتـاد. دیگر تا صبح مـشـغـول رکـوع و سـجـود بـود و تـضـرّع و
ابـتـهـال بـه درگاه خالق متعال مى نمود.
گاهی هم ازخانه بیرون میرفت و داخل مى شد، به آسمان نگاه مى کرد و مى گفت :
اَللّهُمَّ بارکْ لى فی الْمَوْتِ؛ خداوندا مرگ را براى من مبارک گردان، و بسیار مى گفت :
اِنّاللّهِ وَاِنّا اِلَیْهِ الراجـِعـُونَ و نیز لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلا
بِاللّهِ العَلِىِّ الْعَظیمِ
را تکرار مى کرد و صلوات مى فرستاد و استغفار
مى نمود. گاهی زیر لب زمزمه می کرد: به خدا قسم دروغ نمیگویم
و به من هم
دروغ نگفته اند! ایـن همان شـبـى است کـه مـرا وَعـْده شـهادت داده اند.
زمـانـیکـه فـجـر طـالع شـد و موذن نداى نماز داد، حـضـرت آهنگ مسجد کرد، به
ابراز احساسات مرغابیان که بال مى زدند و فریاد و صیحه مى کـردنـد، با
ملاطفت پاسخ داد. سفارش کرد در رسیدگی به آنان کوتاهی نشود... و آنگاه که
قلّاب کمربندش را گرفت، باخود گفت: اى على! کمر خود را براى مرگ ببند، که
مرگ تو را ملاقات خـواهـد نـمـود...
بالاخره علی وارد مـسـجـد شدودر تاریکى رکعتى چند نماز خواند، آنگاه بر بام مسجد برآمد و
عاشقانه برای آخرین بار بانگ اذان در داد. با مهربانی همیشگی اش خفتگان را برای دیدار با
خدا بیدارکرد. ابن ملجم نیز در میان آنان بود؛
در حالی که شمشیر مسموم خود
را در زیر جامه پنهان کرده بود. چـون به او رسید، فرمود: برخیز!...
قـصدی درخاطر دارى که نزدیک است آسمانها از آن فرو ریزد و زمین چاک شود و
کوهسارها نگون گردد و اگر بخواهم مى توانم خبر دهم که در زیر جامه چه دارى !
علی بـه مـحراب رفت و به نماز ایستاد.. و شد آنچه شد! صدای به خون نشسته آن
حضرت را شنیدند که می گفت:
بِسْمِ اللّهِ وبِاللّهِ وَعَلى مِلَّةِ رَسُولِ
اللّهِ فُزْتُ وَرَبِّ الکَعْبَةِ.
سـوگـنـد بـه خـداى کـعـبه که رستگار
شدم !
در همان لحظه بودکه مردم دیدند زمـیـن به خود می لرزد و
دریـاهـا بـه خروش آمده اند، آسـمـانـهـا دگرگون گـشـت، درهـاى مـسـجـد بـه
هـم خورد و ناله فرشتگان خدا بلند شد،
باد سـیـاهـی وزیـد کـه جـهـان را
تـاریـک کرد و جبرئیل در میان آسمان و زمین چنان فریاد زد که همه شنیدند.
اوخبرمی داد که: به خدا سوگند ارکان هدایت در هم شکست و نـشـانـه هـاى
پـرهـیـزکـارى ازبین رفت، عـروة الوثـقـاى اِلهـى گـسـیـخـتـه شـد؛
چراکه
پـسـرعموی محمّد مصطفى کـشـتـه شـد و على مرتضى شهید شد؛ او را بدبخت ترین
سیه بختان شهید کرد...
اللهم عجل فی فرج مولانا امام الهادی المهدی بحقک و بحق نبیک و بحق
ولیک مولانا امیرالمومنین آمین یا رب العالمین
انا لله و انا الیــه الراجعون
آقاجون ، مولای کریم شهادت پدر بزرگوارتان را تسلیت میگیم
بررسیِ شرایط و زمینه ها و حوادث پیش از توطئه دلالت دارد که علیرغم نسبت دادن سازماندهی ترور امیرالمؤمنین(ع) به خوارج، سرنخ اصلی توطئه به دربار شام منتهی می شود و خوارج تنها عامل اجرای آن بودند . به ویژه آن که این فاجعه درست هنگامی تحقق می یابد که امام(ع) آماد? بازگشت به صفین بود و توطئه گران و خائنان اطمینان یافته بودند که دیگر با هیچ نیرنگی نمی توانند مانع عزیمت ایشان شوند.
* این جنایت بسیار دقیق برنامه ریزی شده بود. به نظر می رسد این روایت که خوارج تصمیم گرفتند تا به طور همزمان، امیرالمؤمنین(ع) و معاویه و عمروعاص را به قتل برسانند واقعیت نداشته باشد. نرفتن عمروعاص به نماز و فرستادن نایب به جای خود، و زره پوش رفتن معاویه به نماز(بنا بر قولی) و آسیب دیدنِ سطحی وی، مسائلی در خور تأمل هستند.
بنا بر روایت ابوالفرج اصفهانی به نقل از محمدبن الحسین، اشعث بر امیرالمؤمنین(ع) وارد شد و درباره موضوعی با ایشان سخن آغاز کرد و امام(ع) نسبت به او خشونت نشان داد و اشعث ایشان را تهدید به قتل کرد. در روایت دیگری آمده است که اشعث در شب نوزدهم ماه رمضان با ابن ملجم مرادی در مسجد بود. در تاریخ یعقوبی آمده است که ابن ملجم یک ماه نزد اشعث در کوفه بود، و اشعث در شب نوزدهم در مسجد به او گفته بود: «النجاه، ما را به تو نیاز است، نگذار تا سپیده بزند و رسوا شویم». در ارشاد شیخ مفید آمده است که حُجر بن عدی در این هنگام در مسجد بود و غرض ایشان را فهمید و به اشعث گفت: ای اعور ملعون، اراد? قتل علی را داری؟ و سپس به سوی منزل آن حضرت دوید تا ایشان را خبر کند، اما قضا را آن حضرت از راه دیگر رفته بود. پس چون حجر به مسجد برگشت، شنید که مردم می گویند: امیرالمؤمنین کشته شد.
دعاى روز نوزدهم ماه مبارک رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ وفّرْ فیهِ حَظّی من بَرَکاتِهِ وسَهّلْ سَبیلی الى خَیْراتِهِ
ولا تَحْرِمْنی قَبولَ حَسَناتِهِ یا هادیاً الى الحَقّ المُبین.
خدایا زیاد بگردان در آن بهره مرا از برکاتش وآسان کن راه مرا به سوى خیرهایش
ومحروم نکن ما را از پذیرفتن نیکىهایش اى راهنماى به سوى حـق آشکار .
Design By : Pichak |